خرید بک لینک
خب بزار یه بار برای همیشه قضیه ط حل شه،نمیدوم چرا ذهنمو این همه مشغول کرده.اما اگه از اول همه قضیه رو یه بار اینجا توضیح بدم ذهنم در موردش باز میشه.این کمترین کاریه که میتونم بکنم.خب مثل اون یارو اوتوبوس قبلی اصل قضیه اینه که چون هیشکی تا حالا واسه من نبوده وقتی یه همچین اتفاقایی میفته اینجوری میشم.خب این که منم آدمم.از اون مهم تر دخترم .دلم عشق میخواد و اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: شنبه 30 تير 1397 ساعت: 20:23

 کاشکی یه روزی علم انقدری پیشرفت میکرد که میشد یه لحظه هایی رو ذخیره کرد.مثلا هر کی یه شیشه کوچولو داشت یه حسایی رو جمع میکرد میذاشت تو شیشه ،درشو محکم میبست و میذاشتش یه جایی که دست هیشکی بهش نرسه.  اونوقت یه روزی ،مثلا یه رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: شنبه 30 تير 1397 ساعت: 20:23

با وجود کلی نظر مخالف و امتیاز پایینی که تو گودریدز گرفته از اونجاییکه استعداد عجیبی در دوست داشتن کتاب هایی دارم که مورد پذیرش قرار نمیگیرن ام ازش بنویسم. کافه پیانو نشر چشمه و این چاپی که دست من بود چاپ 48ام بود.اسم کتاب اولین چیزی بود که منو جذب کرد.بعدش چشمم خورد به تعداد چاپش. از اون کتابایی که بعد مدتها باعث میشه فکر کنی نبابا کتاب ایرانی خوبم داریم.که مثلا بفهمی همه ایرانیا مثل میم مودب پور نیستن.یا مثلا فک کنی چرا همیشه باید دنبال نویسنده های خارجی بگردیم؟حتی اگه اسمشم تا حالا نشنیده باشیم.یا به این فکر کنی که ترجمه نشدن بعضی کتابای ایرانی به زبان های دیگه یه جور اجحاف در حق اونا نیس؟مگه فرهاد جعفری چیش از کالین هوور کمتره یا مثلا از ....خلاصه اینکه بیاید از تولید ملی حمایت کنیم.بعضی وقتا ریسک کنیم و بجای کالین هوور و گابریل زوبین یه کمم فرهاد جعفری و زویا پیرزاد بخونیم.اصن مگه خودمون چشه؟ این نظر شخصی من بود بلافاصله بعد از تموم شدن کتاب.صرفا حسی که کتاب بهم داد رو نوشتم و معتقدم مهم ترین نکته تو نقد کتاب همون حسیه که بعد از تموم کردن داستان بهمون دست میده.چون به نظر من رمان خوندن در درجه اول برام سرگرمیه پس دنبال چیز خاصی نیستم.انتظار شاهکار ندارم.همین که یه متن گرم و بدون سکته.یه روایت قابل لمس از زندگی با همه اشفتگی هاش و خوبیهاش جلو چشمم بیاره بسه.مشکل این بود که کتابادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 22:23

یه مسیله ای که نباید یادم بره اینه که وقتایی که میخوام تنبلی کنم باید یادم بیاد که قول هایی که دادم.

دد لاین پایان سال 96 داره.یادم باشه نباید ددلاین وقول رو یادم بره.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 9:0&nbsp توسط an introvert shy psycho |

برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 22:23

1-آهنگ های شاد خیلی حال منو خوب میکنه باید یادم باشه که همیشه آهنگ های شاد و بیت دار گوش کنم تا روحیم خوب باشه و رقص و ورزش رو یادم نره و تا میتونم آهنگ های شاد دانلود کنم تا آهنگ هام قدیمی نشن 2-قدر خودمو بدونم .و برای رشد فردی و شخصیتی خودم تلاش کنم وقتی از خودمون مواظبت میکنیم کم کم هر روز بیشتر از خودمون خوشمون میاد و عزت نفسمون بالا میره 3-نماز و قرآن رو زیاد کم تا آرامش روحیم زیاد شه 4-مرتب بودن خیلی مهمه یه جوری دیگه قضیه شرطی شده واسه من 5-قضیه اون بیچاره هم نباید به هیچ وجه ذهن منو مغشوش کنه این یه امتحانه برای من که نشون بده چقدر میتونم خودم حال خودمو خوب کنم باید ببینم چقدر میتونم از پسش بربیام.+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۶ساعت 21:10&nbsp توسط an introvert shy psycho | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 22:23

بصورت جدی دنبال مشاور میگردم.فاطمه میگفت دانشگاه مازندران مشاوراي خوبی داره،از دوستانش گرفت ،با ید بزن دنبالش اولین کارگاه کانون ايندفعه هشت آذر هست،تا اون موقع ميخام یه کم روی اسپیکینگم کار کنم و اطلاعاتی از اسپیکینگ ایلتس پیدا کنم و علاوه بر اون باید تو این مدت زیاد فرندز ببینم و یا کلا سریال. تو فکر یه مانتو هستم که خیلی خوشم اومده ازش تو اردلان دیدم.امیدوارم بشه اونوبخرم خیلی دوسش دارم دوست دارم اونروز تو کارگاه بپوشم.نمیدونم که اصلا درسته یا نه ولی من به ظاهر خیلی اهمیت میدم شاید بخاطر اعتماد به نفس نداشتنم هست اما خب مسیله اینه که تا حدی به عنوان کاور برا یمن عمل میکنه و تا وقتی که میتونه بهم حس خوب بده منم+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۶ساعت 18:26&nbsp توسط an introvert shy psycho | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 22:23

چرا هیچ وقت تو حال زندگی نمیکنم؟ وقتی خوابگاهم منتظرم بیام اینجا وقتی اینجام تو ذهنم اونجام.همه برنامه ریزی ها و رویاهام واسه آیندس...خدایا یه کم ارامش بده بهم.چرا خونه اون جای امنی که باید باشه نیست؟ خدایا دلم بارون میخواد.میشه بارون بزنه؟ شاید دلم آروم بشه.. خدایا تو این روزایی که هستم میشه یه بار بارون بزنه تازریک باشه منم با قطره های بارون اشک بریزم؟ باید سبک کنم دلمو.خدایا آروم کم+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 11:41&nbsp توسط an introvert shy psycho | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 22:23

قلب هر خونه چیه؟ خدایا من از وقتی رفتم از این خونه دلم نمیخواد دیگه دایم اینجا باشمهر ماهی یه بار که سر بزنم کافیه.اینجوری حسش قشنگ تره.درشم بیشتر میدونم.راستش خودت که میدونی چی دلم میخواد.. دلم میخواد اینجا که تموم شد همونسال ارشد قبول شم.یه جای خوب ..تهران یا رشت رو نمیدونم.یعنی شک کردم الان نمیدونم کدوم رو باید آرزو کنم حتی.آخه میخوام برم از این شهر وفقط یکی رو میخوام که منو نجات بده از این چالوس کوچیک و لعنتی یک یمنو ببره یه جایی که جای رشد کردن داشته باشهبچم مثل خودم تو چالوس بزرگ نشه.یه جایی دور از فامیل واشنا.خودت که میدونی همین ماهی یه بار دیدنشون خیلی پرارزش تره تا همیشه باشن اطراف.اینجوری منم عزیزترم براشون/ ارشد قبول شم برم هونجا عاشق شم دوست شم با یکی.ازدواج کنم و بمونم + نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 11:47&nbsp توسط an introvert shy psycho | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 22:23

من باب سوشیال میدیا و تاثیرات فراوان مثبت و منفی آن حرف و نقد و تحلیل و مقاله فراوانه.از روزنامه و مجله و برنامه های تلویزیونی بگیر تا خود تو خود سوشال میدیا(منظور از سوشال میدیا در این پست به طور خاص اینستاگرام یا به تلفظ وزژن مریخی آن INESTAGERAMاست) به عنوان یه دهه هفتادی هنوز صدای کانکشن اینترنت هندلی دایال آپ برام مثل قصه ی آب آوردن از سر چشمه توی یه داستان تاریخی نشده.جزیی از خاطراتمه.یه چیزی مثل همون کش بازی دوران ابتدایی تو زنگای تفریح.یا خیلی چیزای دیگه.اینترنت دایال آپم برای ما شد ریمایندر "جوونی کجایی که یادت بخیر" یا "ما هم دیگه عمری ازمون گذشته ها مگه نه؟.." راستش دوران فیسبوک و ادامه مطلب

برچسب: سوشال,میدیا, نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 22:06

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 22:06

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: دیگران,خودت, نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 22:06

اخرین کتابی که خوندم .جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ نویسنده آمریکایی هست.حجم کتاب خیلی کمه و اگر از عکس هاش صرف نظر کنیم میشه گفت از کتابهای یه روزه هست .یعنی کتابی که میشه بخاطر حجم کم با تو زمان کم تمومش کرد.این خودش یه مزیت هست به دو دلیل:1-میشه نو وقت های مرده ازش استفاده کرد و 2-وقتی یه کتاب رو زود میخونی و تموم میکنی خصوصا اگه کتاب معروف و خوبی باشه همیم حس تموم شدن کتاب تو رو راضی میکنه و به خوندن کتاب دیگر تشویق میشی. کتاب زبانی نمادین داره.در مورد مرغ دریایی به نام جاناتان هست که فکر های بزرگ داره و با بقیه مرغان دریایی متفاوت است.اون تلاش میکنه که به معنایی واقعی پرواز دست پیدا کادامه مطلب

برچسب: سایکو,کتابهاشجاناتان,دریایی,پرواز, نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 22:06

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: برات, نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 22:06

i cant explain in detail but im getting out of it.i guess it will work out.to me,there are lots of downsides about it.id ratter get away from it for a while

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:55 توسط an introvert shy psycho |

برچسب: سوشال,مدیا, نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 22:06

یکی از ایراداش از نظر من اینه که ما اونجا تو فضای مجازی خودمون نیستیم.اون چیزی رو نشون میدیم که دوست داریم باشیم.مثلا همه دوست دارن مثلا هنری یاد بگیرن ، مهارت خاصی داشته باشن و چه و چه... اما ما آدمهای راحت طلبی هستیم و متاسفانه تحت تاثیر این شبکه ای اجتماعی نیاز به ابراز وجود و خودنمایی ما بیشتر شده.نتیجش میشه همین خودنمای های اینستا یا شاخ های مجازی .همه ما دوست داریم مثل آدم هایی خاصی باشیم.مثلا مثلا مثل لیلا حاتمی باشیم.اما راحت ترین راه برای من نوعی میشه این که به جای بره یاد بگیره مثل لیلا حاتمی فرانسه حرف بزنه مثل اون بصورت حرفه ای یک حرفه رو دنبال کنه میره دنبال برندی که خانم ایکس میپادامه مطلب

برچسب: اینستاگرم, نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 22:06

صفحه بندی